مرتضى مطهرى
40
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
درصدد پيدا كردن اصالت حيات انسانى باشند و بدون آنكه خودشان به نتيجه فلسفى كه از تحقيقاتشان حاصل مىشود توجه داشته باشند ، به همين نتيجه رسيدند . فرويد « 1 » دانشمند روان شناس مبتكر پسيكاناليزم « 2 » ، انقلابى در روان شناسى پديد آورد . اين دانشمند در مطالعات و آزمايشها و تجربيات خود به اين نتيجه رسيد كه بررسيهاى علماى فيزيولوژى و تشريح از مغز و پيچ و خمهاى آن براى امراض عصبى كافى نيست . وى به يك دستگاه شعور مخفى پى برد كه شعور و خود آگاهى ظاهرى و معمولى انسان ، نسبت به آن خيلى سطحى است . وى متوجه شد كه علل روحى ناشى از عقدهها ، خود اصالت دارد و به نوبه خود منشأ امراضى مىشود ، در طريق معالجه بيمار بايد از طريق روحى و باز كردن آن عقدهها وارد شد تا احياناً عوارض جسمانى مرض هم رفع شود . معالجهء بيماريهاى روانى از راههاى روحى و حتى معالجهء پارهاى بيماريهاى بدنى از راههاى روحى كشف تازهاى نيست ، چنان كه پزشكانى از قبيل محمد بن زكريا رازى و ابن سينا عملًا از آن استفاده كردهاند ، ولى امروز دايرهء اين فن گسترش فوق العاده يافته و در بعضى شكلهايش ( رجوع شود به كتاب تداوى روحى تأليف مرحوم كاظم زاده ايرانشهر ) واقعاً محيّر العقول است و اصالت حيات و بالاخص اصالت روح را در انسان كاملا تأييد مىنمايد . ولى آنچه در فرويديسم قابل توجه است ، كشف شعور باطن و بعلاوه يك سلسله « عقده » هاست . در گذشته بيماريهاى اخلاقى و روانى صرفاً به عنوان يك سلسله « عادات » توجيه مىشد ( عادت حالتى است كه از تكرار يك عمل پيدا مىشود ) و گفته مىشد كه عادت يك جريان شبه مادى است ؛ همان طورى كه يك شاخه چوب راست را اگر خم كنيم به حالت اول خود برمىگردد ، اگر عمل خود را تكرار كرده و باز هم چوب را خم كنيم باز به حالت اول بر مىگردد اما كمتر از قبل ، به حدى كه اگر اين عمل را زياد تكرار كنيم ديگر چوب به همان حالت خميدگى باقى خواهد ماند . گفته مىشد كه عادت هم يكچنين چيزى نظير خم كردن چوب و يا تا كردن ورق كاغذى است و در اثر تكرار عمل ، آثار ثابتى روى شيارهاى مغز باقى مىماند و ما نامش را حسنه يا سيّئهء اخلاقى مىگذاريم . ولى
--> ( 1 ) Freud . ( 2 ) Psychoanalism .